تنـــــها خــُــدا

هنوز هم خدا هست

تنـــــها خــُــدا

هنوز هم خدا هست

تنـــــها خــُــدا

خدا هم تنهاییاشو جار میزنه. قل هو الله احد ...

بایگانی

آسمان نگذاشت که من بد باشم

این چند روز روزای خوب و بدی بود هم خندیدم هم گریه کردم هم حسرت خوردم. گناه و ثوابش زیاد بود همه چیز با هم قاطی بود نمی دونم حسابش از دستم در رفته نمی دونم خدا اون بالا برام چی نوشت هر چی بود قشنگیاش زود گذر بود. دیشب به اجبار مجبور شدم قرآن به دست بگیرم اونم به خاطر ... اما خجالت کشیدم با خودم گفتم آخه با چه رویی. با چه رویی بیام بشینم جلوی در خونه ات. گفتم چی بگم از کجا بگم چه جوری شروع کنم اونقدر کلنجار رفتم اما باز با کمال پر رویی قرآن رو باز کردم. قبلش نمازمو خوندم اما راستش خودم نفهمیدم چی خوندم. خلاصه هر مقدمه ای چیدم تا خطاهام یادم بره نشد که نشد. انگاری باید امروز مجبور می شدم تا این قرآن رو ورق بزنم گفتم شاید اینم یه لطفه. به پر رویی خودم خندیدم گفتم عجب بنده ی پر رویی هستم چه زود خودمو توجیح کردم.  چیز زیادی برای گفتم نداشتم فقط یه چیز مثل همیشه داشتم که بگم اونم اینکه منو ببخش همین. از خطاهام بگذر اما تاوانش رو هم نشونم بده تا بیشتر از این پر رو نشم.  دردهایی که داشتم تاوان گناهم بود نگو نفهمیدم. خدایا شکرت همین دنیا باهام حساب کتاب کردی. خدایا یادم نرفته که هنوز خدایی...
  • ... یکی از بنده هاش

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی