خدایا!!!
قربون دستت این قلب رئوف و مهربون رو از من بگیر بجاش یه تیکه سنگ بده
انگاری اینجوری راحت تر زندگی می کنم.
دیگه خسته شدم از اینکه غم خوار دیگران باشم.
میخوام مثل بقیه آزاد باشم
انگاری تو قفسم
خدایا!!!
دیگه دوست ندارم خوب باشم
مگه اونایی که بد بودن چه اتفاقی براشون افتاده؟
مگه من که همه میگن خوبم، چه گلی به سر زندگیم زدم؟
خوب همه ازم کولی گرفتن، اما خودشون یه دور بهم کولی ندادن!
چرا؟؟؟
چند روز پشت سر هم بجای اینکه بخندم پا به پای بقیه گریه کردم
چرا؟؟؟
مگه عید نیست؟
مگه نباید توی عید بگی، بخندی...؟؟؟
مگه به من نیومده خوش باشم؟
چرا باید توی این روزا بیشتر تنها بشم؟؟؟
چرا باید این حس تا ابد با من باشه؟؟؟
***
عزیزم کجایی؟؟؟
دلم تنگ شده!
د ل م ت ن گ ش د ه!
دل تنگ ش دم
....
از دردهای تو بهم ریختم
خوبه هنوز واسه من می نالی
ناخوشیهاتو دوست ندارم
اما فقط تورو دارم دیگه...
از سفر برگشتی انگاری همه چی داره بر می گرده
خوشحالم که هنوز دارمت!
کنارمی...
ممنونتم خدا!!!