تولد امروز با تولد دیروز خیلی فرق داره
دیروز یه روز دیگه بود امروز هم...
دلم پر شده از حرفهایی که ...
بذا یه بارم که شده بنویسم
از اول بنویسم
بگم چی بودیم؟ چی شدیم؟ چی قراره بشیم؟
تویی که تمام افکار منو در مورد... واسه همیشه بهم ریختی.
هیچ وقت فکرشو نمی کردم اینقده راحت از ذهنت پاک بشم.
هیچ وقت تصورشو نمی کردم من و تو این همه از هم دور باشیم.
هیچ وقت نمی تونستم تورو از یادم ببرم.
یعنی این همه سال؟؟؟ همش باد فنا شد؟؟؟
تویی که یه صندوقچه ازم داشتی.
تویی که خیلی راحت زدی زیر حرفت.
تمام وابستگیات دروغ بود...
بدون من حتی نمی نوشتی!
چطور فراموش شدم؟؟؟
تا لحظه آخر باهات اومدم.
همراهیت کردم بهت ثابت کردم دست دادن یعنی چی؟
در عوض تو؟؟؟
منو توی بهترین روز زندگیت فراموش کردی!!!
من فقط غم خوارت شدم.
پا به پای گریه هات بودم.
اما وقتی خندیدی...
یادش بخیر!!!
حالا دیگه دیر شده واسه جبران!
می دونستی اخلاقم بده.
می دونستی اگه ازت رو بر گردونم دیگه تمومه.
می دونستی حسادت بدی دارم...
حالا با این اوضاع توقع نداشته باش جواب سلام ت رو بدم.
دیگه تموم شد.
اما هنوز روز تولدت رو یادم نرفته.
تولدت رو با کلی گلایه بهت تبریک میگم.
هیچ وقت نخواهی فهمید که چی شده!!!
بهت نگفتم تا خوش باشی...
نسیم نسیم نسیم...
این عدد ۲۰ یه روزی واسه جفتمون مقدس بود.
هم تو ۲۰ داری هم من.
واسه اش حکمتی ساخته بودیم.
یادش بخیر!!!
چه زود دیر میشه.
همین حالا هم دیر شده...