تنـــــها خــُــدا

هنوز هم خدا هست

تنـــــها خــُــدا

هنوز هم خدا هست

تنـــــها خــُــدا

خدا هم تنهاییاشو جار میزنه. قل هو الله احد ...

بایگانی

هیچ چیز و همه چیز

آیا به شتر نگاه نمی کنند که چگونه آفریده شده؟
و به اسمان که چطور برافراشته شده؟
و به کوهها که چگونه برپا داشته شده؟
و به زمین که چطور گسترده شده است؟ غاشیه/۱۷-۲۰  
ما یک باغچه ی کوچک داریم که توی آن یک درخت انار است.
هر روز نگاهش می کنم و به او فکر می کنم که تا کجاها رفته و چه کار می کند.
فکر می کنم ایا درخت برای بزرگ شدنش درد می کشد؟
هر وقت برگهایش می ریزد توی دلم می گویم: "دیگر تمام شد. مرد"
اما هر سال خدایا تو دوباره برگهای تازه به درخت انارمان می دهی و جوانه توی دستهایش می گذاری.
شب می خوابم و صبح می بینم گل داده است. گلهای قرمز قرمز.
ذوق می کنم و می گویم: "خدایا تو معرکه ای" گلهای قرمز که انار می شود من همین طور می مانم که آخر چطوری؟
خدایا آخر تو چطوری از هیچ چیز همه چیز درست می کنی.
کنار باغچه می نشینم یک مشت خاک برمی دارم و می گویم:آخر قرمزی انار از کجای این خاک در می اید؟
شیرینی و قیافه ی قشنگش از کجا؟ "یک خاک و این همه رنگ  این همه بو  این همه طعم"
خدایا به یادت می افتم حتی با دیدن دانه های سرخ انار.

  • ... یکی از بنده هاش

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی