تنـــــها خــُــدا

هنوز هم خدا هست

تنـــــها خــُــدا

هنوز هم خدا هست

تنـــــها خــُــدا

خدا هم تنهاییاشو جار میزنه. قل هو الله احد ...

بایگانی

و باز هم تو...

خیلی کارها دارم که باید قبل از رفتن انجامشون بدم . می ترسم  خیلی  دیر شده  باشه . آخه  اگه تو هم مثل من مرگ رو  از  نزدیک  احساس  می کردی  همین  فکرها به سرت می زد . نمی دونم چه قدر نماز نخونده دارم وای بر من ... ولی اینو می دونم روزه نگرفته هم زیاد دارم . وای بر من .. دروغ گفته شده هم  زیاد دارم . پشت  تو  و  خیلی های دیگه هم  زیاد  حرف زدم  یه جورایی معنیش غیبت می شه . حق الناس ... شاید اون هم زیاد به گردنم مونده باشه . وای بر من ... اینها رو خودم گفتم ببین خدا توی اون دنیا چه گناه هایی می خواد به رخم بکشه . با این  وقت  کم با این همه گناه یه بنده ی گناه کار چی کار میتونه بکنه . جز گریه کردن جز اینکه  دلشو خوش کنه  به  "الهی  العفو"  گفتنهاش  . جز  اینکه  خداشو  خوب   می شناسه .اما  خودشو نشناخته . نمی دونه با این وقت کم می تونه بار گناهاشو کم کنه یا نه . کلی کتاب نخونده توی کتابخونه دارم . کلی هدیه  نداده به دوستانم دارم . کلی کار که دوست داشتم قبل از رفتن همه ی اونها رو انجام  می دادم . کلی حرف نگفته ته دلم مونده که هنوز نگفتم یا حداقل ای کاش می تونستم یه  جایی  ثبتش  کنم . امروز باز دوباره  مرگ  به  من لبخند زد . بعضی وقتها خودشو نشون میده . حالم رو می پرسه . نمی دونم کی همسفرم میشه و من ... شب آرزوهارو از دست دادم آرزوی من. دوستم پیامک زده گفته اگه یه روز صبح از خواب بیدار بشی ببینی همه زندگیت فیلم بوده اسم اون فیلم رو چی میزاشتی؟ گفتم: شاید وقتی دیگر
  • ... یکی از بنده هاش

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی