تنـــــها خــُــدا

هنوز هم خدا هست

تنـــــها خــُــدا

هنوز هم خدا هست

تنـــــها خــُــدا

خدا هم تنهاییاشو جار میزنه. قل هو الله احد ...

بایگانی

و باز هم خدای من...

گر انسان بفهمد که خدا چقدر دوستش دارد از خوشحالی خواهد مردخدایا پروردگارا کمکم کن کمکم کن که بتوانم پنچره ی دلم را رو به حقیقت بگشایمخدایا یاریم کن که مرغ خسته دلم را که دیری است در این قفس زندانی است،در آسمان آبی عشق تو پرواز دهمخدایا پروردگارا یاریم کن که شوق پرواز را همیشه درخود زنده نگهدارمخدایا تو خود می دانی که بدترین درد برای یک انسان دور ماندن ازحقیقت خویشتن و رها شدن درگرداب فراموشی و سردرگمی استپس توای کردگار بی همتا مرا یاری کن که به حقیقت انسان بودن پی ببرم تابتوانم روز به روز به تو که سر چشمه تمام حقیقت هایی نزدیک و نزدیکتر شوم.خدایا همیشه گفته ام که تو را دوست دارم حالا هم با تمام وجود فریاد می زنم.خدایا دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم.خدایا شرمنده ام از زیادی گناهانی که انجام داده ام ،شرمنده ام.خدایا از قدر نشناسی خودم از این که هر روز باعث ناراحتی تو می شوم شرمسارمخدایا چه بگویم از کدامین گناهم نزد تو طلب عفو کنم.خدایا به کدامین گناه اشک شرم از دیده جاری سازم هر وقت که خواستم زبان به حمد و ثنایت بگشایم اشک در دیدگانم جمع شدو بغض شرم و پشیمانی از گناهان دیگر مجال سخن گفتنم نداد.خدایا مرا ازاین منجلابی که درآن گرفتارشده ام نجاتم ده به این پرنده ی اسیر پر و بالی ده تا خودش را ازاین قفس رهایی بخشد و طعم آزادی و رهایی را تجربه کندخدایا مرا فرصتی ده تا پاک بودن راتجربه کنم و بتوانم حتی برای یک لحظه آنچه باشم که تو می خواهیخدایا چگونه می توانم روی به سوی تو بیاورم و زبان به حمد و ثنایت بگشایم درحالی که خود از کرده خویش آگاهم چگونه می توانم دوستار تو باشم درحالی که برعهد و پیمانی که با تو بسته ام وفادار نبوده ام چگونه می توانم طلب عفو و بخشش کنم درحالی هنوزشعله های عصیان دردرونم فروزان است.بارالها چگونه می توانم روی به توبه آورم درحالی که اسیر هواهای نفسانی خویشمبارالها تو از علاقه ی من نسبت به خودت آگاهی و می دانی که چقدر مشتاق رسیدن توام ولی هر وقت که تصمیم گرفتم که به سوی تو بیایم گناه به سراغم آمد و مرا از تو دور ساختهمیشه آرزویم این بوده است که حتی برای یک روز که شده آنچه باشم که تو می خواهی و آنچه کنم که تو می پسندی ولی افسوس این نفس سرکش تا کنون مجال بر آورده شدن این آرزو رابه من نداده است.بارالها، می ترسم ازخویش و از این سرنوشتی در انتظار من است می ترسم. از این بیابان و شوره زاری که در پیش روی من است می ترسم می ترسم که مرگ به سراغم بیاید آرزوی رسیدن به تو را این بار او از من بستاند پس ای پروردگاربی همتا به لطف و کرم خویش مرا از مرداب رهایی ده و توانی ده خویشتن را از هرچه بدی است پاک کنم.خدایا به من فرصتی ده تا عاشق بودن را تجربه کنم.
  • ... یکی از بنده هاش

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی